بسم الله الرحمن الرحیم

ازتمام نامها حساس، نام زینب است

ازفلک هم رفته بالاتر، مقام زینب است

از همه او افضل و برتر شده در عاشقی

بر همه عشاق واجب،احترام زینب است

نام زینب روح را تا آسمانها میبرد

این جنون و مستی جانها زجام زینب است

فخر مریم این بُوَد باشد کنیز درگهش

عاشقانه حضرت عیسا، غلام زینب است

روی محمل با خَطی از خون ِسر زینب نوشت

سربه دشمن خم نکردن در مرام زینب است

شد اسیر اما ز دشمنها هراسی او نداشت

در اسارت شیر بودن این پیام زینب است

با کلام همچو شمشیرش عدو را خوار کرد

زور  حیدر ،زور سقا  در کلام زینب است

پرچم اسلام را زینب زده در شهر شام

هم یزید هم قصر او در زیر گام زینب است

موقع جان دادنش بر کربلا رو کرده بود

کربلا چون قبله و بیت الاحرام زینب است

زیر لب میگفت :مولا زینبت جان میدهد

کن قدم رنجه ،که این آخر سلام زینب است

شامهای تیره و تاریک رابنما سحر

روزهای هجر تو هر لحظه شام زینب است

چشمهایم را ببند ،راحت بمیرم یا حسین

این کرامت گر شود حاصل به کام زینب است

روی سینه من نهادم جامه خونین تو

زیر آن جامه ولی داغ امام زینب است

بس که پیرم نکته ای میگویم الان من تورا

چون بیایی یا حسین شاید تو نشناسی مرا

شعر از ب س ث

 

/ 0 نظر / 6 بازدید